سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تخفیف یار
 
توانگرى در غربت چون در وطن ماندن است و درویشى در وطن ، در غربت به سر بردن . [نهج البلاغه]
 
امروز: پنج شنبه 93 شهریور 6

 

سی دی

نام سی دی

تعداد

قیمت(تومان)

سفارش خرید

ابتلا در کربلا

5

3500

 

انتظار

3

2700

 

عشق

2

1800

 

حج وآموزش مناسک

1

900

 

مرگ

3

2700

 

انتظار (محبت)

3

2700

 

عبودیت و عوالم وجودی

2

1800

 

شناخت امام زمان

4

3600

 

طهارت

3

2700

 

تولی و تبری

2

1800

 

توبه

3

2700

 

ورع

2

1800

 

ولایت و برائت

3

2700

 

 


 نوشته شده توسط محمد جوانمردی در چهارشنبه 88/9/11 و ساعت 5:47 عصر | نظرات دیگران()

نام کتاب

موضوع کتاب

قیمت

سفارش خرید

 

در مسیر حرکت روحی باید سختی و فشار کشید ، تا عروج حاصل شود ؛ "لَقد خَلقناالإنسان فی کَبد "

متأسفانه ما در این زمینه بسیار سست حرکت می کنیم. بسیار پیش آمده است که می گوییم : دلم می خواست روزه بگیرم یا فلان ذکررا بگویم، ولی کاری پیش آمد ؛ دلم می خواست نمازهایش را بخوانم ، ولی مشکلی پیش آمد ؛ دلم می خواست شب هایش را احیاء بگیرم ، اما نشد؛ و ....ما همه ی این مشکلات را به نامساعد بودن شرایط خارجی نسبت داده ایم و بر اساس این بینش غلط_ یعنی اصالت دادن به ماهیت _ از انوار نورانی این حقایق محروم مانده ایم.

بسیاری از ما ، حقایقی را که از جانب حق تعالی و ائمه ی معصومین بیان شده ، جدی نمی گیریم و فکر می کنیم حتماً باید خدا و پیامبر و امام در کنارمان بنشینند و به ما بگویند :فلان ذکر را ترک نکن، تا ما عمل کنیم!در حالی که پیامبر و امام ، حیات و ممات ندارند و هر چه در زمان خود گفته اند، امروز هم جاری است.

 

   
 

چه خوب است که در ماه مبارک رمضان ، به خود زحمت دهیم و عالم باطن خود را بیشتر بشناسیم. قدری درعالم خودمان غور کنیم. چه زیباست در شب های پر برکت این ماه، ساعتی بنشینیم و خود را بررسی کنیم. چه خوب است که در همین دنیا بفهمیم عالم ظاهر ، عالم حقیقی ما نیست و همه چیزش از همسر، فرزند، مال ، و .... سراب است! چه زیباست که عالم درونمان را بررسی کنیم و ببینیم چه علمی را پایه ی اندیشه های خود کرده ایم؟ در مقابل هوس ها ، حرص ها و ظلم ها چه می کنیم؟ اگر عیب و نقصی در دیگران دیدیم ، چه برخوردی داریم؟ اگر مااینجا عالم خود را ببینیم ، می توانیم به اصلاح خود بپردازیم؛ نه فردای قیامت که میدان عمل و جبران بسته است.

 

   
 

دعا ، افتادن در وادی ذلت و احساس و ادراک نواقص وجودی است ؛ و با دعاست که انسان در می یابد در امور این سویی ، چه قدر محتاج عوالم برتر و آن سویی است. در واقع هیچ راه گشایی برای وجود ضعیف خاکی ، غیر از آن وجود قوی و غنی نیست ؛ و هیچ خیری به او نمی رسد الّا از طرف حق تعالی، لذا با زبان ظاهر و باطن ، دست تضرع به سوی آن غنی دراز می کند تا به سمت او حرکت کند.

 

   
 

فطرت ما، با فاطمه (س) حرکت می کند و عاشق ایشان است و نه فقط ما که تمام هستی این عشق را در بر دارد. فاطر یعنی شکافنده. بذر تمام عوالم وجودی، به وسیله  فاطمه (س) شکافته شد. زهرا (س) حقیقتی بود که توانست اسماء را ظهور دهد و مظهر اسم فاطر شود. لذا تکوین ما و نظام هستی، عین ربط به ایشان است.همان طور که در نزول استعداد های ما به وسیله فاطمه (س) ظهور و بقا یافت در ادامه حیات ابدی نیز باید با اسم فاطرِحضرت زهرا (س) بقای ابدی را جویا شویم.

 

   
 

مراقبت در مقام طلب، باسایر مراقبت ها متفاوت است.مراقبت در مراتب اوسط مجاهده ی نفس، مراقبت از جوارح است که گناه نکند ؛ مراقبت از خیال است ، که افکار و تصورات باطل و توهمات شیطانی ، داخل آن نرود؛ و مراقبت از اندیشه است که افکار رذیله به آن وارد نشود. اما در مقام طلب، فقط باید مراقب رقیب بود یعنی نه اینکه مراقب باشم ، من چه می کنم!بلکه باید مراقب این باشم که رقیب ، با آن عظمت وجودی اش مرا می بیند.در حقیقت ادب من در حضور است، نه در محضر. اگر در مقام جهاد با نفس، در محضر ، مؤدب و مراقب بودم که او مرا می بیند ؛ در مقام طلب در حضور هستم و مراقبم که من او را می بینم.

   

 

مهدی مهدی گفتن ، " عَجِّل عَلی ظهورک" گفتن  یا دعای ندبه خواندن ، چیزهایی نیست که ما اسمش را "یاد امام" بگذاریم و اعتراض هم بکنیم که چه کسی می گوید امام از یاد رفته و غریب است؟! از یاد رفتن امام، یعنی حقیقت وجودی امام در ابعاد اعتقاد، اخلاق،عمل و سیره ، تأثیری بر روند وکیفیت زندگی ما نداشته باشد. یادش هستیم، ذکرش را به لفظ می گوییم؛ ولی به فرمایش صاحب المیزان، یاد و ذکرمان عین نسیان و فراموشی است!

 

   

 

در مکتب ما ، منظور و هدف از وجود امام، ولیّ و حجّت در هر زمان ، دیدن چهره اش نیست ؛ بلکه راه گرفتن ، تبعیت ، ایجاد محاذات و سنخیت ،  حرکت در مسیرش و به این وسیله ، وجود را به واسطه ی او به کمالات لایق خود رساندن و به رهبری او به قرب خدا حرکت کردن است.

علت اساسی محرومیت از حضور و وجود امام ، ما هستیم و خود ایشان هم در توقیعشان به شیخ مفید به صراحت فرموده اند که اگر شیعیان ما ، بر عهد و میثاق الهی شان ،اتحاد قلبی پیدا کنند و به آنچه برایمان پسندیده است؛عمل نمایند ، از یُمن  دیدار و مشاهده ی ما محروم نخواهند شد.

 

   
     

نفس دیدن امام در غیبت،مورد تکذیب امام و بزرگان ما نیست؛ آنچه مذموم و مکذوب است ، ادعای دیدن حضرت است.حال بانظری به اطراف خودمان، آیا این مدعیان را مشاهده می کنیم یا نه ؟طبیعتاً وقتی مدعی دیدار زیاد است ، آرزومند دیدار هم زیاد است. هر بی سر و پایی ، آرزوی دیدار امام زمان را دارد.دقت کنید ، آرزوی دیدار بد نیست ؛ اما کدام دیدار؟

   

انسان منتظر، مهدی دوست و طالب ظهور حضرت مهدی پیش از آنکه مولایش بیاید ، آینه ی قلب خود را برای انعکاس صورت زیبای او صاف می کند و جلا و صیقل می دهد ، تا وقتی در برابر نور قامت فعل ، اوصاف و اندیشه ی مهدی قرار گرفت ، بتواند هر سه را منعکس کند و نشان دهد. چنین انتظاری قلب را بی تاب معشوق و مطلوب می کند و به سوی یار می کشاند.

   

هدف ما از مباحث ، این نیست که بگوییم رفتارمان با همسر چگونه باید باشد، بلکه می خواهیم بدانیم باخودمان تحت عنوان مجلای پذیرش نطفه ای که حامل صفات الهی است ،چه برخوردی باید داشته باشیم ؛زیرا اگر خود را به عنوان جنس مؤنث یامذکر ،نه در قد و قامت ، بلکه در قوای خاص تأنیث و تذکیر بشناسیم و بدانیم هدف از ایّن قوا، پرورش نطفه ی حامل اسماء الهی است ،بهتر در این مسیر گام بر می داریم.

   

 راه حسین صراط مستقیمی است که سالک کوی حق را در خود حل می کند. اگر سالک حق در حسین حل نشود ،هرگز به دیگر ائمه ی معصومین، پیامبر و دیگر معصومین نمی نتواند برسد.حسین صراطی است که شهدا ، صالحین و صدیقین از رهروان آن هستند.

"الّذین أنعم الله عَلیهم من النّبییّن و الصّدّیقین و الشّهداء و الصّالحین"

   

امروز ، ما درسفره ی اتم واکمل "تامّین فی محبت الله"نشسته ایم؛ سفره ی شریعت وولایت او به تمام و کمال برای ما گشوده شده  و به جا آوردن شکر آن سخت است . مبادا که فردا ما قدم در بهشت عیسویون و پیروان نوح و آدم و ابراهیم گذاریم و از بهشت خاتم پیامبران - رسول خود-جا بمانیم. شیعه و پیرو اوصیاء و خصوصاً شیعه ی عصاره ی آن ها (حضرت مهدی ) بودن ، نعمتی است عظیم و غفلت از آن غیر قابل جبران.

   

شیعه باید با محب فرق داشته باشد . بدین معنی که امامش را نه در خارج و بُعد صوری و امامت مأمومٌ به ، بلکه در تجلی اسم ربّ خدا و برای ربوبیتش در تمام عوالم وجودی بخواهد و سررشته ی تمام عوالم وجودی خود را به دست امام بدهد. در این صورت است که ولایت ، روح دین می شود و دین بدون ولایت ، جسدی بی روح

   

سحرگاه به خودی خود در روند تکامل انسان ، جایگاه خاصی دارد و بهترین زمان برای دعا ، نیایش و ارتباط با ملکوت و جبروت جان ، در مسیر لقاء الله است . دعا رابطه ی عبد با مولا ، درک غنای حق و فقر عبد ، و ظهور ولایت حق در قلب داعی است که گمشده ی فطری جان خود را بیابد؛ و بهترین وقت برای درک این حقایق، زمانی است که انسان ، هم از اشتغالات بیرونی - دنیا و گرفتاریهای آن - جداست و هم نفس ناطقه از اداره ی امور جزیی مادی تن و بدن ، قدری بریده و به عالم معنای خود در عالم منفصل سفری کرده است ؛ ساعاتی که هم وجود ، آماده برای عروج است و هم ملکوتیان ، نظر خاصی برزمین دارند؛ یعنی سحر! آن هم سحر ماه مبارک که شرایط برای تحقق این اهداف عالیه کاملاً آماده است؛ که : "تتجافی جُنُوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ یَدعونَ رَبَّهُم خوفاً وَ طَمَعاً."

لذا دعای سحر آن هم در ماه مبارک ، نورانیت و حلاوت و لذت خاصی را برای سالک در بر دارد.

   
     

عهد الهی عهدی است که انسان در لیله ی قدر بسته است . لذا لیلهی قدر اگر چه در زمان ظهور پیدا می کند، ولی حقیقت آن در وجود است. براین اساس ، ما هر لحظه و هر شب، لیله ی قدر داریم؛ چرا که لیله ی قدر ما شبی است که قدر خویش را در عهدی که با خدا در جلوه ی نبوت و ولایت بسته ایم ، به یاد آوریم.

   
     

 


 نوشته شده توسط محمد جوانمردی در چهارشنبه 88/9/11 و ساعت 5:41 عصر | نظرات دیگران()


در این بازار مکاره دنیا که هرکس از ظن خود یار ما می شود و خیلی ها در لوای دین و معنویت و عرفان سعی در گمراه نمودن مردم خصوصا نسل جوان دارند و در این هفتاد و دو ملت نیرنگ و ریا و فریب ، پیدا کردن مکانی امن که انسان بتواند به معنای واقعی کلمه به آن اطمینان کند و خود و زن و فرزندش رو با خاطری آسوده به آن بسپرد و جز حق و حقیقت و معرفی اسلام راستین چیزی نبیند ، تبدیل به یک رویای دست نیافتنی شده است.


چند سالی است موسسه فرهنگی سائحات با مدیریت استاد گرانقدر سرکار خانم لطفی آذر و همت جمعی از بانوان متعهد برای پرکردن این خلا تشکیل شده و فعالیت های گسترده ای را در سراسر ایران ساماندهی می کند.


بنده با سابقه سیزده ساله حوزوی و چند ساله دانشگاهی و دیدی که همیشه به امور نقادانه نگاه می کند ، هرچه گشتم که از مجموعه رفتارهای شخصی و اجتماعی مدیر موسسه و مطالب کتاب ها و نوارهای فراوان ایشان در موضوعات مختلف حتی یک نقطه ضعف و یا کاستی پیدا کنم نتوانستم و برعکس هر روز که میگذرد مراتب ارادت بنده نسبت به حضرت ایشان بیشتر میشود .


اغراق نیست اگر بگویم معارفی که ایشان ارایه می دهند امروز در حوزه علمیه قم با این حجم انبوه معارف کمتر دیده می شود .


در سطور زیر خلاصه ای از فعالیتهای این موسسه جهت اطلاع تقدیم می شود :


سائحات، حرکت فرهنگی بانوان


مؤسسه فرهنگی ـ هنری سائحات در سال 1381 با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی تاکید و حمایت مقام‌های عالی‌رتبه نظام جمهوری اسلامی به منظور حضور جدی بانوان در صحنه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تأسیس شد.


 موسسه سائحات فعالیت‌هایش را برای افزایش توان خدمتگزاری به نظام مقدس اسلامی با تلاش برای ارتقای سطح آگاهی در همة زمینه‌ها به‌ویژه ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) آغاز کرد.


وجه تسمیه
عنوان این مؤسسه فرهنگی ـ هنری که سعی در تامین معرفت نظری و اخلاق عملی دارد، از آیة 5 سورة تحریم گرفته شده است ، سائحات حرکت شناوری بانوان از ظاهر به باطن و از منزل به منزلت و از مکان به مکانت وجودی در دریای بیکران ولایت علوی(ع) و فاطمی(س) است که با این حرکت تسبیحی از عالم "وسیروا فی‌الارض" به "فسیحوا فی‌الارض" منتقل می‌شوند تا مظهر ولایت "مسیر علمی و عملی اولیاءا... گردند.»



اهداف مؤسسه
مؤسسه سائحات که در تهران واقع شده است، تلاش‌های پیگیر خود را برای دستیابی به اهداف زیر انجام می‌دهد:
- تشکیل مجموعه‌ای فرهنگی ـ هنری ویژه بانوان
- ایجاد یک مرکز تبادل فرهنگی برای بانوان
- فراهم شدن یک مرکز متمرکز برای امور خیریه
- فراهم شدن زمینه آشنایی با علوم قرآنی، اخلاق و احکام توسط استادان بزرگوار حوزه و دانشگاه
- فراگیری دوره‌های آموزش حرفه‌ای و هنر اسلامی
- ارتقای سطح شناخت امور سیاسی و اجتماعی بانوان



از جمله فعالیت‌های گسترده سائحات در زمینه‌های فرهنگی ـ هنری و تربیتی که هم‌اکنون با حضور چهارهزار نفر از بانوان انجام می‌شود، عبارت است از:
* تشکیل مراکز پخش محصولات فرهنگی، هماهنگی همایش‌ها و کلاس‌های آموزشی در شهرستان‌های مشهد، مراغه، کرمان و اصفهان.


* برگزاری بیش از 40 همایش در سطح تهران و شهرستان‌ها به دعوت بسیج و ارگان‌های مختلف دانشگاه‌ها (از جمله دفتر نهاد مقام معظم رهبری، پایگاه بسیج و دفتر فرهنگ) فرمانداری‌ها و آموزش و پرورش مناطق.


از جمله نام‌های این همایش‌ها می‌توان به «آفتاب هشتم»، «فاطر هستی»، «ظهور خورشید»، «از خاک تا افلاک»، «خورشید در پس ابر»، «اشک و عشق»، «مهدویت و مدرنیته»، «بانوی صبر» و «معلم شهید» اشاره کرد.


* چاپ و انتشار کتاب با عناوین:
- سرّ قرآن ، سرّ سحر، فاطر هستی، انتظار ، آمادگی برای ظهور،توهم در دیدار امام زمان ، کربلا مقابله با اومانیسم ، دعا و ... 


 *اعزام مبلغ به دعوت نمایندگی جمهوری اسلامی و گروه‌های ایرانی خارج از کشور و عزیمت به کشورهای هند، مالزی و امارات متحده.
* جلسات پرسش و پاسخ برای نوجوانان با حضور استادان حوزه و دانشگاه.


* اعزام مبلغان مجرب به دانشگاه‌ها، مدارس و شهرستان‌ها.


* همکاری با مناطق مختلف آموزش و پرورش به درخواست سازمان آموزش و پرورش استان تهران در زمینه‌های فرهنگی، تبلیغی و هنری


* ساخت نماهنگ و کلیپ‌های مذهبی


* برپایی جلسات پرسش و پاسخ با حضور دانشجویان و دانش‌آموزان در دانشگاه‌ها و مدارس


* تهیه مقالات مختلف اخلاقی و ارایه مقالات مزبور به مراکز تربیتی در قالب بروشور و تهیه تراکت‌های مذهبی برای نصب در تابلو اعلانات در مدارس و دانشگاه‌ها


* برگزاری نمایشگاه فرهنگی در دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد و حوزه‌ها


* برپایی اردوهای آموزشی و تفریحی و ارائه خدمات مشاوره توسط استادان


* تشکیل پایگاه‌های تابستانی دانش‌آموزی در پنج منطقه آموزش و پرورش شهر تهران


* تشکیل چندین مؤسسه خیریه و کمک به محرومان (تهیه جهیزیه و دیگر مایحتاج زندگی)


* برگزاری جلسات مباحثه علمی در میان دانشجویان و شاگردان کلاس‌ها.


از مؤثرترین فعالیت‌های موسسه سائحات، تکثیر و عرضه بیش از 3 هزار عنوان نوار و CD از سخنرانی‌های سرکار خانم لطفی‌آذر با 30 سال سابقه تدریس، تحقیق و تبلیغات در زمینه‌های اعتقادی و حضور در برنامه‌های رادیویی به دعوت شبکه فرهنگ به عنوان کارشناس است.


مؤسسه سائحات با تلاش پیگیر در پیاده کردن نوارهای هر موضوع، عنوان‌بندی، کدبندی و خلاصه کردن، بازنویسی، تدوین و ویرایش این سخنان، درصدد رساندن معارف ناب علوی به تشنگان وادی انتظار است.


 نوشته شده توسط محمد جوانمردی در یکشنبه 88/7/12 و ساعت 9:56 عصر | نظرات دیگران()

روزنامه جمهوری اسلامی 29/11/1387 صفحه گزارش


0


*****
رواج عرفان دروغین در بازار مکاره






  • ناهید جعفرپور کامی
    باب مکاتب نامتعارف انحرافی این روزها حسابی باز شده است . این مکاتب انحرافی با زرق و برق های کاذب خود به خوبی مشتری جمع می کنند. مشتری هایشان هم عمدتا جوانانی هستند که تشنه توجه هیجان و کنجکاوی اند. و برای ارضای نیازهای معنوی خود به هر سوراخی سرک می کشند. دست اندرکاران مکاتب انحرافی اصولا با انگیزه های مادی و نه خدایی و معنوی جوانان را جذب می کنند یک سری عقاید بی ریشه و بی هویت به خوردشان می دهند و بعد هم با دنیایی از افکار مشوش سئوال های بی پاسخ لذت های کاذب و توهم رهایشان می کنند.
    علت اصلی گرایش گروهی از افراد به ویژه جوانان ما به فرقه های خاص موسوم به عرفان خارج در چارچوب شریعت حق الهی عدم شناخت آگاهی و بصیرت از شیوه های وهمی و خیالی این گروه یا افتادن به دام شیطان انسی است که بر اثر غفلت یا عامل جهل خود این افراد اتفاق می افتد. با نگاهی به تاریخ می توان رد پای این گونه عرفان های توهمی و شیطانی را حتی در قالب دین و مذهب پیدا کرد کما اینکه دکان های خواب و مشاهدات و مکاشفات فال بینی ها و کتاب باز کردن ها جادوگری ها و احضار ارواح و اجنه کم کم شکل های مدرن آن مثل مثل هپینوتیزم و مدیتیشن رونق گرفت و امروز در قالب فرقه های شیطان پرستی بیانگر این است که بشر همیشه دنبال میل فطری پرستش و عشق ورزی خود بوده . این مکاتب با درک وجود چنین میلی در انسان یک روز در قالب معنویاتی چون مکاشفات و یک روز در تفکر مادی گرایی تلاش کرده تا او را از معنویت و غیب جدا و در ماده و فرقه های توهمی و اسم های گوناگون محصور کند.
    بی تردید نشانه بارز مخرب بودن این فرقه ها عدم رشد کمالات انسانی در گروندگان به آن و رواج سواستفاده های جنسی اخلاقی و مالی است که بعضا در این کلاس ها دیده می شود. اگر یکی از آنها اتفاقی به تورتان بخورد و پای درد دلش بنشینید به خوبی می فهمید که چه اتفاقات عجیب و غریبی در میانشان رخ می دهد. وقتی با مردی که دخترش در دام یکی از این افراد افتاده و دچار مشکلات روحی و روانی شده به گفت و گو می نشینم وی می گوید : چند روزی بود که دخترم دیر به خانه می آمد به داخل اتاقش می رفت و در را محکم می بست . طوری که یک روز با انجام این کارش اعصابم به هم ریخت و با عصبانیت به داخل اتاقش رفتم و بعد از صحبت های فراوان متوجه گرفتاری اش شدم و برای یادآوری جایگاهش سیلی به صورتش زدم نگاهم کرد و گفت : دیگه جای من توی این خونه نیست . با وجود اینکه تنها با دخترم در یک خانه زندگی می کردیم اما آن روز من را تنها گذاشت و شب از خانه بیرون رفت . تحمل تنها بیرون رفتن لیلا را نداشتم به دنبالش رفتم . سر کوچه سوار ماشینی شد و به راه افتاد دستپاچه شدم و نمی دانستم ماشین هست که آنها را تعقیب کنم یانه از شانس وانتی جلویم ایستاد و به سرعت آنها را تعقیب کردیم . در راه ماجرا را به راننده گفتم ولی جز تعقیب نتوانستم کاری کنیم . آنها به داخل خانه ای رفتند و چون دیوارهای خانه آنقدر بلند بود نمی توانستیم کاری بکنیم . سریع زنگ زدم 110 اما تا موقعی که آنها بیایند زمان گذشت و افراد آن خانه دوباره به راهشان ادامه دادند و دوباره تعقیب شان کردم وقتی به نزدیکی خانه مان رسیدند لیلا که حال خوشی نداشت پیاده شد و پسری هم که همراهش بود به راهش ادامه داد تا از لیلا دور شد.
    وقتی جلوی لیلا رسیدم باهمان حال ناخوشش او را به اتاق بردم . لیلا تمام ماجرا را مو به مو برایم تعریف کرد و گفت که مدتی است به کلاس های عرفانی می روم و در این مدت که به این کلاس ها می رفتم با پسری آشنا شدم و ماجرا را با استادم در میان گذاشتم استاد هم من را با آن پسر صیغه کرد و گفت : « اگر نزدیکی زیادی هم با هم داشته باشید اشکالی ندارد حالا شما زن و شوهر هستید » و گفت : یک روز قرار گذاشتیم به همراه مقداری پول به خانه ای برویم وقتی که آنجا رسیدیم آن مقدار پول را به او دادم و گفتم با من کاری نداشته باش . گردی را درون آب حل کرد و به من داد و گفت بخور! چون حال درستی نداشتم پس از مدتی گفتم مرا به خانه ببر در حالیکه او همان زمان تمام حسابهای بانکی ام را خالی کرد.
    وقتی پیگیر ماجرا شدم دیدم در آن خانه کسی زندگی نمی کند. حالا دخترم تنها و افسرده و سرخورده با کلی بیماری روحی دست و پنجه نرم می کند. نمی دانم چه کار باید بکنم دختری که مهربان و دوست داشتنی بود با این کارش از چشمم افتاد و من را با کلی مشکلات تنها گذاشت . به کجا باید شکایت کنم چگونه باید دخترم را خوب کنم پاره تن من بود ولی حالا به موجودی بی جان تبدیل شده که امیدی به خوب شدن روحش نیست . ناامید و درمانده از همه جا به کجا باید پناه ببرم
    « فاطمه لطفی آذر یک کارشناس امور خانواده است که سالها به عنوان مبلغ علوم دینی کلاس هایی هم در زمینه عرفان دروغین برگزار می کند. او کتاب های زیادی هم با موضوعات دینی نظیر « فاطمه هستی » « آیین همسرداری » « توهم در ملاقات با امام زمان » « سر سحر » « رمضان ضیافت الله » « سرزیارت » و... منتشر کرده است .
    لطفی آذر از تجربه آشنایی با یکی از این افراد می گوید : « مدتی پیش خانمی که جذب همین کلاس ها شده بود به من مراجعه کرد. تعریف می کرد که در کلاس ما استادمان زن ها و مردها را به هم تزویج می کرد و خودش هم صیغه می خواند این خانم که خودش در این دام افتاده بود می گفت که بعد از مدتی مردی که من با او صیغه شده بودم نیست شد! به استادم اعتراض کردم که من همه چیزم را پای این مرد گذاشتم و حالا اصلا از او خبری نیست . حالا او تبدیل به آدمی شده با کلی مشکلات روحی ـ روانی ناشی از ضرباتی که از حضور در این کلاس ها خورده است .
    وی ریشه گرایش برخی از جوانان به مکاتب و فرقه های عرفانی دروغین را فطری بودن دین در وجود انسان ها می داند و می گوید : « اصلا علت اصلی گرایش به عرفان نیاز فطری انسان ها و توجه به منشایی است که تکیه گاهش باشد و بتواند در پرتو آن به نیازهای فطری وجودی اش جواب بدهد. محوری ترین حرکت شیطان برای بازداشتن انسان از حرکت صعودی قرار گرفتن در مسیر صراط مستقیم است اگر چه شاخه و برگ های گوناگونی دارد. پس در عین حال که فطرت یک محور زیبا برای عروج انسان دارد به دلیل حضور شیطان خطرناک ترین هم هست .
    این کارشناس علوم دینی در ادامه صحبت هایش می افزاید : حضور شیطان به خاطر این است که اجازه ندهد انسان آن مسیر فطری وجودی را سالم طی کند. لذا در این زمینه از حربه های گوناگونی استفاده می کند .در آیات قرآنی از زبان شیطان اشاره شده که آنها را به گمراهی می کشانم . آنها را به دام آرزوهای دور و دراز می اندازم دستورشان می دهم تا گوش های چارپایان را ببرند و امرشان می کنم تا آفرینش الهی را تغییر دهند. اینها نشان می دهند که شیطان در حوزه اراده انسان کار می کند. حوزه اراده من در واقع آن نیاز از وجود من است که یا آن را در مسیر درست ارضا نکردم یا به دلیل عدم عرضه صحیح یا به دلیل سستی دنبال پاسخگویی صحیح نبودم . اینجاست که حضور شیطان پررنگ می شود و آن راه های درست آسان را که همان صراط مستقیم است تغییر می دهد.



    لطفی آذر نیاز بیشتر انسان را رسیدن به کمال می داند و عنوان می کند : شرک هم همینطور است . یعنی بت پرست ها بر اساس فطرت درونی خود دنبال چیزی درخارج می گشتند. اما خدا دیدنی نیست . حقیقت توحید چشیدنی است . چنانچه در قرآن کریم داریم که خداوند می پرسد خالق زمین و آسمانها کیست می گوید الله . انحراف این حقیقت در وجود وقتی به وادی دیدن رفت شد بت پرستی در حقیقت ایجاد مسیر منحرف حرکت نکردن انسان در مسیری است که خدا قرار داده که این هم ریشه در غفلت جهل عدم معرفت تنبلی انسان و عدم شناخت سنن الهی در مسیر پرورش دارد. وقتی این حالت ایجاد شد زمینه برای آماده شدن مکاتب انحرافی از طریق شیاطین انسی و جنی فراهم می شود.
    این کارشناس علوم دینی رفاه را هم یکی از عوامل جذب جوانان به سوی این مکاتب معرفی می کند و می افزاید : اگر می بینیم گرایش به این مکاتب و دکان های غلط عرفانی در قشر مرفه جامعه بیشتر است و در قشر ضعیف جامعه کمتر به این دلیل است که قشر فقیر جامعه امکانات پاسخ دادن به این جلوه های شیطان را ندارند چون به هر حال گرایش به کلاس های این مکاتب و شرکت در برنامه هایشان مستلزم صرف هزینه است .
    وی ریشه گرایش های عرفانی که تازه باب شده را در اومانیسم می داند و می افزاید : اومانیسم به شکل های گوناگون روی انسان کار کرد. سابقه ورود اومانیسم به ایران به حدود 200 سال قبل برمی گردد . اومانیسم در بعد دین و معنا مسئله سکولار را مطرح کرد . سکولار یعنی راحتی در دین برای دنیا و جمع بین دین و دنیا. کسانی که به اینها رجوع می کنند همه شان در ضمیر وجودشان طالب معنا و خدا هستند اما چه به آنها عرضه می شود خدایی که راحت به دست بیاید دینی که راحت به دست بیاید دست به حجابش نمی زنند آنها یک سری نیازهای درونی را می گیرند و با پوشش راحت طلبی به خورد جوانان می دهند. سکولار در حقیقت راضی نگه داشتن مردم در سطح و ظاهر است . یکی از دلایل گرایش جوانان ما به این مکاتب این است که سختی در آنها نیست خبری از مبارزه و مجاهده نیست مقید نیستند از نامحرم پرهیز کنند می خواهند با چند ذکر این مسیر را طی کنند. شاید هم صورت قضیه ارضای کاذبی برای آنها به دنبال بیاورد ولی توهمی است .
    لطفی آذر در خصوص اینکه چطور این مکاتب راهشان را در کشور ما پیدا کردند اذعان کرد : از اول انقلاب در کشورمان باب مکاتب اعزامی باز شد. قبل از انقلاب چنین فرقه هایی نداشتیم چون کل نظام حاکم در انحراف بود. از آنجایی که امام راحلمان و به برکت خون شهدا این صراط مستقیم در کشور به عنوان ولایت فقیه ریشه گرفت شیطان قسم خورده وارد شد و به شکل گوناگون کارش را شروع کرد. آمد تا این فرهنگ را به شکل های گوناگون تبلیغاتی در فیلم ها بازی های کامپیوتری کارتون ها نوع پوشش ها و آرایش ها سیاست های گوناگون اینترنتی به خورد جوانان ما داد. تنها راه درمانش هم برگرداندن جوانان به معرفت حقیقی است .
    این مبلغ علوم دینی با اشاره به اینکه بسیاری از مکاتب ادعای ارتباط با امام زمان را هم دارند اظهار داشت : شاید اینگونه باشد اما توهمی و خیالی است . جوانان ما فطرتا امام را دوست دارند آنها هم معرفت کاذب به آنها می دهند.
    وی ادامه می دهد : آیا اگر ما صادقش را بدهیم جذب نمی شوند امام زمانی که این فرقه های انحرافی به جوانان می دهند وهمی است شاید در وهم و خیالش 2 روزی را هم ارتباط داشته باشد ولی بعد از مدتی سرخورده برمی گردند چون می بینند که از آن امام زمان واقعی در متن زندگی خبری نیست . در خواب و رویاها است ولی وقتی در فلان مشکل گیر کنند دیگر از امام زمانی که می شناسند خبری نیست !
    وی در پایان به این نکته بسنده می کند : صدها سر خورده از همین کلاس های عرفان به من مراجعه کردند. تک تک شان برایم نامه نوشتند که چطور جذب این کلاس ها شدند و عاقبت شان به کجا کشیده شد. وقتی من آن زیبایی و عمق تمام فرهنگ دین را جلویشان می گذارم کاملا گرایش پیدا می کنند. پس اگر آن کلاس ها برایشان جاذبه دارد به خاطر نیازهای خود ایشان است . جوان تشنه است . وقتی به آنها مراجعه می کند نمودی از آب را جلویش می گذارند. داخل این آب سم نامرئی است او سم نامرئی را نمی بیند و آب را می خورد و تا بخواهد آن سم در وجودش اثر بگذارد زمان می گذرد. ما باید سعی کنیم آن آب را به جوان بدهیم . اگر ما به جوانمان معرفت دین را بدهیم هرگونه فرهنگ انحرافی مقابلش قرار بگیرد چون او غنی و پر است جذبش نمی شود و وارد هر شوره زاری نمی گردد پس بستن راه عرفان منحرف یعنی باز کردن راه عرفان سالم .
    علت اصلی گرایش برخی از افراد و به ویژه جوانان به فرقه های خاص موسوم به عرفان خارج از چارچوب شریعت الهی عدم شناخت و آگاهی از شیوه های وهمی و خیالی این گروهها و در افتادن در دام شیاطین انسانی است
    متاسفانه بارزترین نشانه های مخرب بودن این فرقه ها عدم رشد کمالات انسانی در گروندگان به آن و رواج سواستفاده های جنسی اخلاقی و مالی در جلسات آنهاست
    پدر دختری که گرفتار کلاس های عرفان دروغین شده است : پس از مدتی که دخترم به این کلاس های به اصطلاح عرفانی رفته دچار مسایل خاصی شده که اکنون با بیماری افسردگی و سرخوردگی دست و پنجه نرم می کند
    خانم لطفی آذر نویسنده و کارشناس امور خانواده : از بدترین حالات شرکت کنندگان در کلاس های به اصطلاح عرفانی صیغه محرمیت و حتی ازدواج زنان و مردان علیرغم داشتن همسر است که متاسفانه در این میان مردان دروغین بسیار زود از کلاس ها فراری می شوند و آلودگی برای خانمهای شرکت کننده باقی می گذارند
    شرکت در کلاس های غلط انحرافی در قشر مرفه جامعه بیشتر است .


  •  نوشته شده توسط محمد جوانمردی در یکشنبه 88/7/12 و ساعت 9:55 عصر | نظرات دیگران()
    درباره خودم
    آمار وبلاگ
    بازدید امروز: 30
    بازدید دیروز: 23
    مجموع بازدیدها: 24171
    آرشیو
    جستجو در صفحه

    پیوندهای روزانه
    خبر نامه